نمایشگر دسته ای مطالب
نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

گزارش سفر

گزارش سفر


گزارش سفر

امسال نیز مانند سال های گذشته کاروانی از دانش آموزان شهرستان ابرکوه در دو گروه مجزای دختر و پسر به مناطق عملیاتی اعزام شدند.

اعزام و مراسم بدرقه در محل امامزاده احمد(ع) صورت گرفت. قرائت زیارت پرفیض عاشورا، فضا را حال و هوائی دیگر داد.


دانش آموزان یکی یکی از زیر قرآن عبور کردند و پس از زیارت امامزاده احمد(ع) با بدرقه مسئولین شهرستان در اتوبوس های خود سوار شدند.

کاروانی در قالب هفت اتوبوس در خیابان اصلی شهر به حرکت در آمد و مورد بدرقه مردم شهر قرار گرفت.

حوالی ساعت 24 اتوبوس به اردوگاه شهید عاصی زاده رسید. سحرگاه همگی با نوای دلنشین مناجات امیرالمؤمنین(ع) از خواب بیدار شده و جهت انجام فریضه نماز صبح آماده شدند. وارد نمازخانه که می شدی دانش آموزان را می دیدی که در گوشه و کنار مشغول نمازشب و راز و نیاز با معبود بودند.

پس از اذان صبح، زیارت پرفیض عاشورا قرائت شد و سپس نماز صبح به جماعت برگزار گردید.

بعد از نماز، فرمانده اردوگاه خبر خوشی را برای دانش آموزان آورد: اعزام به طلائیه- به گفته ایشان سال ها بود که منطقه طلائیه در برنامه اعزام راهیان نور دانش آموزی نبود ولی امسال شهدای سه راه شهادت طلائیه، زائران دانش آموز را طلبیدند.

شور و حالی در دانش آموزان برپا شد. در طول مسیر راویان دفاع مقدس، از عملیات خیبر که اولین عملیات آبی خاکی ایران بود و از نحوه شهادت شهید آدمی و مجروحیت حسین زارع و علی گلشائیان از جانبازان شهرستان ابرکوه در این عملیات و در منطقه طلائیه برای دانش آموزان صحبت نمودند.


کاروان به طلائیه رسید و دانش آموزان با ذکر «کجائید ای شهیدان خدائی ...» به سمت سه راه شهادت حرکت کردند.


واقعاً طلائیه عجب طلائیه- در جائی قدم می گذاری که قدم به قدم آن به خون صدها شهید آغشته است.

در سه راه شهادت، راویان از رشادت های جوانانمان در این منطقه و در عملیات خیبر برای دانش آموزان سخن گفتند.

دل کندن از طلائیه سخت بود ولی باید برای نماز ظهر و عصر به منطقه هویزه می رسیدیم.

در کربلای هویزه، تعداد زیادی قبور مطهر شهدا را می دیدی که بر روی قبور همگی یک چیز مشترک بود: تاریخ شهادت 59/10/16   احساس غریبانه ای به انسان دست می داد وقتی در ذهن تجسم می کردی که این همه جوان و نوجوان رشید سرزمینمان همگی در یک روز و در یک مکان به دست دژخیمان بعثی به شهادت رسیده اند.

آری، این جوانان قیور در عملیات والفجر به فرماندهی فرمانده جوان و رشید اسلام ، شهید سید محمد حسین علم الهدی در منطقه هویزه دلیرانه جنگیدند و عاشقانه به لقاء دوست پیوستند.

گوشه گوشه ی کربلای هویزه را که نگاه می کردی، دانش آموزان به مناجات با شهدا مشغول بودند؛ به خصوص بر سر قبر مطهر شهید علم الهدی، شور و حال دیگری برپا بود.

پس از صرف ناهار، به سمت روستای دهلاویه، محل شهادت دکتر چمران حرکت کردیم. در آن جا فیلم لحظه شهادت شهید چمران پخش شد و راوی داستان زندگی دکتر چمران را بیان نمود. سپس دانش آموزان از نمایشگاه دکتر چمران دیدن نمودند؛ در این نمایشگاه، عکس هائی از حضور دکتر چمران در مناطق جنگی، نقاشی ها و کارنامه های دوران تحصیل دکتر چمران و ... در محل شهادت این شهید گرانقدر به نمایش درآمده بود.

    
 

کاروان جهت اقامه نماز مغرب و عشا و بازدید رزمایش به سمت قرارگاه شهید غلامی حرکت کرد.

در محل رزمایش، دانش آموزان شهرستان های ابرکوه، مشهد و ایذه خوزستان حضور داشتند. رزمایش بسیار جذاب بود و در آن صحنه هائی از جنایات داعش، ستم بیگانگان بر مردم ایران قبل از انقلاب اسلامی، اشغال خرمشهر توسط عراق، رشادت های شهید جهان آرا و همراهانش و آزادی خرمشهر و ... به نمایش درآمد.


صبح آخرین روز سفر، پس از قرائت زیارت عاشورا، سخنرانی فرمانده اردوگاه، تقدیر و تشکر آقای قیومی زاده معاون آموزشی اداره آموزش و پرورش شهرستان ابرکوه از دانش آموزان و عوامل اجرائی اردوگاه و اجرای سرود توسط دبیرستان نمونه امام صادق(ع)، به سمت معراج شهدا حرکت کردیم.


در معراج شهدا، پیکر مطهر دو شهید که یکی مربوط به عملیات والفجر1 منطقه فکه و دیگری عملیات خیبر منطقه جزایر مجنون بود و به تازگی در عملیات تفحص کشف گردیده بود، در جایگاه شهدا قرار داشت.

با دیدن این صحنه شور و حال خاصی در دانش آموزان برپا شد. دانش آموزان چفیه های خود را از لابلای شبکه های ضریح عبور می دادند و با کشیدن بر روی تابوت مطهر شهدا، آن را تبرک می کردند.


مسئول قرارگاه نیز در این فضای روحانی که پخش موسیقی غمناک ملایم به روحانیت آن افزوده بود، با سخن گفتن از شهدا، حال معنوی خاصی به همگی داد.

بعد از معراج شهدا به سمت شلمچه حرکت کردیم. در مسیر مردم بسیاری را دیدیم که برای تشییع پیکر مطهر پنج شهید مدافع حرم در میدان اصلی شهر جمع شده بودند.

در منطقه شلمچه نیز راویان به بیان خاطرات جنگ و به خصوص عملیات کربلای پنج که در این منطقه رخ داده بود پرداختند.


در پایان سفر، کاروان به بندر اروندکنار اعزام شد. نخل های بی سر، عصر عاشورا و سرهای بر روی نیزه را در ذهن مجسم می ساخت.

در آن جا نیز راویان از رشادت های جوانانمان در عملیات والفجر8 سخن ها گفتند.